بسیاری از جریانهای فکری جامعه یا اندیشمندان، هنرمندان و پژوهشگران، محبوبیت خود را از ضد سیستم رایج بودن بدست می آورند و تبدیل به نمادی از روشنفکری می شوند. اما همه این جریانها و افراد آنقدر خوش شانس نیستند که برای همیشه به عنوان سمبل دگر اندیشی و بر خلاف جریان آب بودن باقی بمانند و پس از گذشت مدتی دقیقاً به همان چیزی بدل می شوند که سیستم از آنها انتظار دارد. به قول هروی دنت در فیلم شوالیه تاریک، آنقدر زنده می مانند که تبدیل به تبه کار شوند. حداقل در چند ساله اخیر در جامعه خودمان زیاد شاهد چنین مواردی بوده ایم. افرادی که با شعارهای آنچنانی و سخنان دهان پر کن، هوادران متعصبی برای خود تراشیده اند، اما در نهایت همان سمت و سویی را پی گرفته اند که سیستم به آنها دیکته کرده است.
بسیار رقت انگیز است، وقتی که می بینیم خواننده ای مانند مرلین منسن که با انواع و اقسام جراحیهای بی برگشت، شمایلی غریب برای خودش درست کرده و قرار است چیزی خلاف نظام هنری و رسانه ای آمریکا و جریان حاکم باشد، بعد از مدتی جلوی دوربینهای تلویزیون ژستهای آنچنانی می گیرد یا کارگردانی مثل فینچر که باشگاه مشت زنی و هفت را در کارنامه دارد، سرگذشت بنجامین باتن اش، نامزد سیزده جایزه اسکار می شود و خودش نیز از قدم زدن بر فرش قرمز ابایی نمی کند. مشابه چنین اتفاقی می رفت که برای محسن نامجو بیافتد و بشود یکی از همین خوانندگانی که صدا و سیما روزهای جشن میکروفنی به دستشان می دهد تا بینندگان محترم از لب زدنشان لذت ببرند.
تا اینجا افرادی بودند که ناخواسته یا به اجبار مجبور به سازش با سیستم شده اند اما روی دیگر سکه کسانی هستند که از صدقه سر سیستم به نام و نانی رسیده اند. سیستم تمامیت خواهی که جهت هر چه فربه تر کردن خودش، هر جریان و آدمی را به نام خود ثبت می کند. سیستمی که برای بقا، نیازمند اسطوره سازی است پس به هر بی سر و پایی، مادامیکه که در جهت منافع و پیشبرد اهدافش گام بر دارد اجازه جولان دادن می دهد. حتا از او تقدیر می کند، چهره ماندگار فکری یا هنری یا پژوهشی معرفی اش می کند و الی آخر. بعد به زندگی اینها که مراجعه می کنی می بینی در کل عمر پر بارشان، تنها موش و گربه عبید را خوانده اند و بزرگترین کار تحقیقاتی که انجام داده اند، گرد آوری اشعار پشت کامیونی از ابتدای ورود صنعت حمل و نقل به ایران بوده است.
طنز قضیه اینجاست که غالبا این افراد خود را روشنفکر و ضد سیستم می دانند و برای نشان دادن این امر به حربه های عوام فریبانه مضحکی متوسل می شوند که واقعا دیدنی و شنیدنی است. کروات می زنند، عکس مصدق، با پس زمینه پرچم شیر و خورشید به دیوار خانه شان می آویزند، در هر موردی اظهار نظر می کنند، معتقدند به خاطر تجربیات فراوانشان، نظام مجبور بوده که با ایشان سازش کند وگرنه بنیادش از هم می پاشیده، دائم پول و موقعیت کاذبشان را به رخ دیگران می کشند و... واقعا یکی نیست بگوید، اگر دوره قحط رجال و خانه نشین کردن نخبگان نبود، کی فرصت به عرصه اندام مگسی چون شما می رسید؟
1. شعر از انوری. بیت کامل چنین است :
تو بر زمانه نه آن پرگشاده سیمرغی// که خوابگاه مگس شاید آشیانه توآرزو دارم فراغت خاطری داشتم مثل سال آخر دوره کارشناسی. آنوقت با میثم، وحید، پارسا و حجت، دوباره جمع می شدیم و فیلم می ساختیم. روزهایی که همراه با میثم روی فیلمنامه کار می کردم لذت بخش ترین لحظات بود. به یاد ندارم هیچوقت به اندازه آن روزها سرخوش بوده باشم.
به هر مناسبتی، تعداد زیادی پیامک به گوشی ام فرستاده میشود که صادقانه بیشترش را نخوانده پاک می کنم. در این میان، پیامکهای نوروزی نسبت به پیامکهای دیگر مناسبتها تفاوتهایی دارد. اول اینکه خیلی خنده دارند. بعضی هاشان آنقدر ساده دلانه نوشته شده اند که فقط دوست دارم با امین بخوانمشان و بخندیم. گمان نکنم هیچکس به اندازه ما طنز نهفته شان را درک کند. برخی دیگر هم آنقدر لوس هستند که آدم دل آشوبه می گیرد.
تفاوت دوم اینکه به معنای واقعی تشتت فرهنگی ایرانیان را نشان می دهند. افراد تو سری خورده ای که هنوز بعد این همه وقت نمی دانند قرار است چه چیز باشند یا چه چیز هستند. مسلمان یا ایرانی؟ ایرانی مسلمان یا مسلمان ایرانی؟ می شود هزارتا ترکیب اضافی اینجوری درست کرد و در نهایت باز هم به جواب قطعی نرسید.
حالا چند تا از این پیامکها را که برای من و اطرافیانم آمده می نویسم تا موجبات انبساط خاطر دوستان فراهم شود.
- به نام سپنتا مینو، پیشاپیش آغاز سال 14088 اهورایی، 7031 میترایی، 3747 زرتشتی، 6757 آشوری، 2568 شاهنشاهی، 1388 خورشیدی فرخنده باد.
- بیل و کلنگ و کاردک/سیمان و سنگ و آهک/آسفالت گرم و غلطک/ عید شما مبارک.
- طرح پیش فروش بوسهای نوروزی آغاز شد. برای ثبت نام لپت رو بیار جلو. عیدت مبارک.
- شیشه عطر خدا شکست. بوی بهاری دیگر به مشام میرسد. دنیا به کامتان، شاد باد نوروزتان.
- بی اجازتون دفتر 365 برگی جدیدتون رو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو واستون رقم بزنه. سال جدید مبارک.
- سال نو مبارک. بانک پاسارگارد، بانک هزاره سوم.
- با سلام. امیدوارم سال جدید، سال اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اللامر منکم برای شما و خانواده شما باشد. انشاءالله.
- نوروز یادگار صداقت جمشید، عشق فرهاد، عظمت کوروش و غرور پارسیان بر شما مبارک.
- یکی از سینهای سفره ما سلامتی وجود شماست. نوروز ایران باستان بر شما و خانواده گرامیتان مبارک.
- دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم. سال نو پیشاپیش مبارک.
- سایه حق، سلام عشق، سعادت روح، سلامت تن، سرمستی بهار، سکوت دعا، سرور جاودانه، این است هفت سین آریایی پیشکش شما. نوروز مبارک.
- گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی. بهاری باش تا برویانی. نوروز پیشاپیش مبارک.
- سبد سبد گلهای سرخ و میخک/میخواد بگه جلو جلو عید شما مبارک
- نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
گاهی در آشفته بازار این چرت و پرتها، بیت شعری از حافظ و سعدی یا همین فریدون مشیری دیده می شود. اما وقتی بازار با اجناس بنجل پر شده باشد، جنس خوب هم جاذبه ای ایجاد نمی کند.
به هر حال دوست دارم اگر قرار است کسی به من تبریک بگوید، یک پیام شخصی برای خود من باشد نه از اینها که یک پیام ثابت را برای همه فهرستشان سند آل! می کنند. دریافت چنین پیامی خوشحالم که نمی کند هیچ، خیلی هم برایم منزجر کننده است.